شهدای والا مقام روستای انداده
به وبلاگ من خوش آمدید جهت شادی روح شهدای روستای انداده صلوات.

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان ایثار انداده و آدرس shohod65.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.







نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

Alternative content


كد ماوس

آمار مطالب

کل مطالب : 167
کل نظرات : 238

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 57
باردید دیروز : 6
بازدید هفته : 57
بازدید ماه : 281
بازدید سال : 3067
بازدید کلی : 29846
خاطره ای از شهید محمد امیری فر.

 

جنگ تازه شروع شده بود و همان موقعه هم وقت امتحانات ما بود من و شهید همکلاسی بودیم

با هم که دم درمنزلشان با پدر شهید نشسته بودیم که محمد گفت من میخوام بروم جبهه 

که نگاه من با شهید یه لحظه گره خورد ازچشمانش فهمیدم  که از ته دل عازم جبهه است که پدر مرحومش فرمود

عزیزم دفاع از میهن خویش کار هر فردی می باشد ولی الان موقعه امتحانات است بعد از امتحانات میتونی شما هم در جنگ شرکت کنید

گویا او میخواست در امتحان اللهی هم هر چه زودتر سر بلند بیرون بیاید

روحش شاد ویادش در دلها همیشه زنده باد

روایت گر:حسنعلی نعمتی فرد دوست شهید

تعداد بازدید از این مطلب: 85
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8


فدا کاری......


....چند روز بعد از عملیات بود

....یه نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار دستش بود

...هر جا می رفت همراه خودش می برد

.......از یکی پرسیدم

این بچه چشه؟؟؟؟؟؟؟

....گفت

...آر پی جی زن بوده

....توی عملیات اون قدر آر پی جی زده که دیگه نمی شنوه

....باید براش بنویسی تا بفهمه

....گوش هاش رو داد تا چشم و گوشمون باز بشه

....چشم و گوش مون که باز نشد هیچ

....بماند

 

تعداد بازدید از این مطلب: 96
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 15
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


خاطره ای از زبان همسر شهید علیرضا نصیریان..

به نام الله که پاسدار خون شهیدان است

یاد آوری خاطرات گذشته برایم سخت  ودشواراست

من و شهید به طور سنتی از طریق خانوادها با هم آشنا شدیم

وبا هم ازدواج کردیم بعد از یک سال خداوند هدیه ی قشنگش را که پسرم امیر حسین بود به ما داد.

شهید وقتی به استخدام نیروی انتظامی در امد ما امیر حسین را داشتیم ایشان خیلی مهربان بودند

بعد از چهار سال خدمت سال 1383 ما رو تنها گذاشت وبه جایی که جایگاه بهتری از زمینی است که ما در آن زندگی می کنیم پر کشید..

آقا امیر حسین را خیلی دوست داشت من علاقه ام به ایشان بعد از ازدواج بود.. کل زندگی ما هفت سال طول کشید

کوتاه اما زیبا بود یادگار شهید را خیلی دوست دارم

و حال این خاطره را که برایتان باز گو میکنم امیر حسین 15 سال دارد....تاریخ شهادت:1383/11/16

تعداد بازدید از این مطلب: 298
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 40
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8


شهیدی که توانست مدرسه را به اسم خود بزند...

 

یکی دیگر از شهدای والا مقام انداده با فدا کردن جان خود مدرسه ای را که در آن تحصیل میکرد را بار دیگر زنده کرد.

شهید حسین انداده  با نمرات درخشان وانضباطی که در مدرسه داشت توانست نام خود را در سر برگ های مدرسه زنده نگه دارد

او یازدهمین شهید والامقام روستای انداده می باشد. با توجه به اینکه این مدرسه دبیرستان تازه تاسیس بود

وهنوز نام گذاری نشده بود این شهید توانست با فدا کردن جان خود مدرسه را به نام خود بزند..

تعداد بازدید از این مطلب: 200
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 23
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


شهید محمد امیری فر فرزند علی اکبر........

 

روزی که بچه های انداده خواستند برای دفاع از میهن خویش به جبهه ها بشتابند

این عاشق دلسوخته نیز در سر هوای 

جبهه می پروراند اما با اینکه پسر بزرگ خانواده بود

دل پدر ومادر دوری او رانمی توانست 

تحمل کند با این درخواست او مخالفت میکردند

ولی بالاخره روزی میرسد 

که به بهانه شنا کردن با دوستان عازم جبهه های حق علیه باطل میشود

وحضور خود را در جبهه ها اعلام میدارد.. از آنجایی که تشنه ی شهادت بود

داوطلبانه به خط مقدم عازم میشود ودر عملیات کربلای 5  سال65 نیز شرکت میکند

ودر همان عملیات به درجه ی شهادت نائل می آید

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد........

تعداد بازدید از این مطلب: 380
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


خاطره ای از زبان خود جانباز فکوری قبل از پرواز....

در یکی از منطقه های کردستان بودیم که قرار شد من به همراه پنج نفراز همرزمانمان برای جمع آوری

اطلاعات ازخط دشمن برای عملیاتی که قرار بود چند روز آینده انجام شود اطلاعات کسب کنیم. که در طی مسیر به ناگاه متوجه شدیم

که راه را گم کرده ایم وخط دشمن وخودی را تشخیص نمی دادیم تو این فکر بودیم که چکار کنیم که یک دفعه

صدای شلیک گلوله از همه طرف به گوشمان رسید طوری شد که همدیگر رانمی دیدیم بعد از چند لحظه که صدا قطع شد.

متوجه شدیم که نزدیک خط دشمن شده وهمگی زخمی شده ایم ما برای اینکه اسیر دشمن نشویم

به کمک یکدیگر از یک مسیر دیگر شروع حرکت کرده تا خودمان را به یک جای امن برسانیم

که در همین فاصله ی زمانی هیچ اطلاعی از همرزمانمان در خط خودی نداشتیم ما طی مسیر به طرف خط خودی بوده ایم

که با یک امبولانس مواجه شدیم که با اصرار زیاد ما را تا بیمارستان صحرایی همراهی کرد. ماتا چند روز آنجا ماندیم

ودر همین حین که در بیمارستان بودیم فرمانده بدون هیچ اطلاعی از سلامتی ما گروهی را برای پیدا کردن ما

فرستاده زمانی که ما را پیدا نمی کنند اسم ما را در لیست شهدای گمنام می نویسند.

وزمانی که ما از بیمارستان آمدیم به طرف گردان خودمان بچه هارا دیدیم که حیرت زده شده اند ..چرا که ما را زنده دیده اند......... 

تعداد بازدید از این مطلب: 227
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


دهمین سالگرد شهید نصیریان باحضور مسئولین برگزار شد....

دهمین سالگرد شهادت شهید علیرضا نصیریان با حضورمسئولین لشکری وکشوری شهرستان سبزوار وجوین

وشورای اسلامی روستای انداده و خانوادهای معظم شهدا برگزار شد                                                                  

این مراسم که در روز جمعه در تاریخ 93/11/24 در مسجد جامع انداده ازطرف خانواده شهید برگزارشد  

جناب سرگرد ناصری موحد  فرمانده بیسج ناحیه سپاه جوین وحاج آقای علیپورنماینده ولی فقیه شهرستان جوین.

بنیاد شهید جوین و تیپ 47 مهندسی سلمان سبزوار نیز شرف حضور داشتند.

سخنرانی که نمایند ولی فقیه دراین مراسم داشتند فرموند: یاد وخاطره شهدا همیشه باید زنده بماند حجت الا سلام علیپور در ادامه افزود .

.خانواده های دیگر شهدا هم نیز از چنین مراسماتی دریغ نفرمایند که ما هرچه داریم از شهدا  داریم.

مسئولین واهالی روستا بعداز اقامه نمازجماعت ظهروعصرو صرف نهار برای قرائت فاتحه و غبار رویی از مزار شهید والا مقام

به گلزار شهدا رفته وبه مقام شامخ شهیدان ادای احترام کردند..

ضمنا این شهید دلاور در سال 83 در زاهدان به ندای حق لبیک گفت..

تعداد بازدید از این مطلب: 178
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


خاطره ای از شهید رئوفی مقدم(روایت گر: هادی رامشینی هم رزم شهید)

عصر روز 21 خرداد سال 1367 بود که ماشین مهمات که حامل خمپاره 120 رسید. بچه های رزمنده برای خالی کردن ماشین به صف ایستادند

وگلوله ها رو دست بدست میکردند. من و سه نفر از دانشجویان تربیت معلم امام صادق(ع) داخل زاغه مهمات بودیم

به ترتیب: حجت الله رئوفی مقدم..عرفانیان..وابوالحسن رحیمی  مطلق(از بچه های پایین جوین) و بعدهم در جلو درب زاغه من....

که ناگهان زاغه آتش گرفت آن عزیزانی که داخل زاغه بودند وقتی بیرون آمدند لباس هایشان آتش گرفته بود ومیدویدن وکمک میخواستن

من نیز تمام لباس هایم آتش گرفت از قسمت پشت وپوست دستهاو صورتم سوخت و خون می ریخت

بلافاصله ما را با بالگرد به بیمارستان امام حسین باختران اعزام کردند بعد از رسیدن به بیمارستان رئوفی که آخر زاغه بود به درجه شهادت نائل آمد

و بعداز آن سه نفر دیگرمان را با آمبولانس به تهران بیمارستان شهید مطهری اعزام نمودند

شب اول عرفانیان از شدت سوختگی به شهادت رسید شب بعد که با ابوالحسن رحیمی مطلق که از بچه های پایین جوین بود

حالمان خیلی خراب بود بطوری که از شدت درد به خود می پیچیدیم رحیمی فریاد میزد آب......آب.....

ولی دکترها بعلت جراحت سوختگی از خوردن آب محروم کرده بودند ساعت12 شب بود

که ناگهان از شدت تشنگی وجراحت سوختگی  به نفس نفس افتاد ودر پهلوی تخت من به شهادت رسید

من یاد وخاطره دوستانم را هیچ وقت نتوانسته ام فراموش کنم ......

روایت گر: هم رزم شهید هادی رامشینی..

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 523
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


خاطره ای از شهید علیرضا انداده

الگو و اسوه ای برای جوانان

درسه سالگی این شهید بزرگوار حس بی مادربودن را چشید ودر شش سالگی مادر آمد که همانند مادر خودش توانست جای خالی مادرش رابرایش پر کند

وبا اخلاقیات وخصوصیات و رفتار پر اعمالی که داشت تاثیر بسزایی برای این بچه ی شش ساله داشت که توانست

به مرد بزرگواروشهید فداکارو ایثارگری تبدیل کند که خود را فدای اسلام واسلامیان کند.

این مادر مومنه پسر خود را تا کلاس پنجم ابتدایی درروستای خودشان که انداده بود فرستاد وبعد ازآنجا آن را راهی جغتای کرد

برای کسب علم تا اینکه در آنجا مشغول به تحصیل شد.وبرای رفت وآمد های خودش گاهی این همه راه را پیاده وگاهی با دوچرخه طی میکرد

وبعد از تمام کردن دوره ی راهنمایی بعلت عدم کلاسهای بالاتر ترک تحصیل نمود وبه گچ کاری مشغول شد تا زمانی که به سن سربازی رسید.

. شهید علیرضا راننده ی آمبولانس بود دیده که خیلی وضعیت  شلوغه رفته تا زخمی ها را به دوا ودرمانی برساند

در همان حین که رفته درکنار چشمه آب بخورد ناگهان خمپاره ای به طرف ماشین آمبولانس عصابت کرده و ترکش به پهلوی ایشان خورده

وچون کسی به همراه خود نداشته به شهادت می رسد .............

خاطره ای از خانواده شهید ..

تعداد بازدید از این مطلب: 194
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


خاطره ای از شهیدمحمد امیری فر

من و شهید امیری فر وچند تن از بچه های روستا از پایگاه شهدای انداده اعزام به آموزش به بیرجند شدیم شهید همیشه میگفت فقط خدا.. به غیراز خدا از هیچکس کمک نخواهیم گرفت. زمانی  که در منطقه بودیم برای بار اولی که شهید می دیدیم مارا ترس برمیداشت ولی ایشان خیلی راحت و منطقی با افراد آنجا کنار می آمد موقع نمازصبح وقتی که از دست خستگی حال بلندشدن و  نماز خواندن را نداشتیم ایشان می آمد ومارا خیلی مودب وبا مهربانی برادرجان ودوست عزیز گفتن بلندمیکرد تابچه هانمازشان را بخوانند شب اول که  به جزیره مجنون رسیدیدم راننده ی آمبولانس ما براثر ترکش زخمی شد شهید به من گفت که تو رانندگی کن تا زود تر برسیم ظهر همان روزآمدند و شهید وبنده را به خط اول بردند شهید در گردان خط شکن و بنده به عنوان امداد گر در تخریب رفتیم در سال 64 همراه شهید و محمد باقر بصیری نیا  اعزام به کردستان شدیم.. برای عملیات کربلای 5 در روز 65/10/24 اعزام شدیم به اهواز و از آنجا به لشگر 5نصر به تیپ ذوالفقار اعزام به عملیات شدیم که در آن منطقه خبر آمد شهید داوطلبانه ازسپاه کردستان اعزام شده تا این که در عملیات شرکت کند.. وبعد از چهار روز در همان عملیات به فیض شهادت نایل آمد.  

روایت گر : هم رزم شهید /مرحوم گل محمد کیوانلو.

تعداد بازدید از این مطلب: 243
موضوعات مرتبط: خاطرات , ,
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


صفحه قبل 1 2 صفحه بعد


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود